Sunday, 19 November 2017

     

آخرین اخبار

عکاسخانه

  • اشک های وزیر کار در آیین تجلیل از مادر شهید صافی

حدیث

امام علی علیه السلام: مَا أَكْثَـرَ اَلْعِبـَرَ وَ أَقَـلَّ اَلاِعْتِبَـارَ چه بسيار است پنـدها و چه اندكاند، پنـد پـذيران. نهج البلاغه/کلمات قصار 297
سایت خبری بندر دیر

معرفی کتاب

نامي که سزاوار هر کسي نيست

جان نباشد جز خبر در آزمون/ هر که را افزون خبر، جانش فزون
(مولوي)

رضا معتمد: 

خبرنگاري را در شمار حرفه هاي سخت و زيان آور برشمرده اند. چرا؟ پاسخ را بي گمان نمي توان لابلاي اوصاف و ويژگي هاي نوعي طرز برداشت جديد از خبرنگاري (بويژه در کشور ما) جست. اين طرز برداشت، خبرنگار را فردي مي داند که پشت ميزي در خانه اش يا دفتر نشريه مي نشيند و خبر مي نويسد يا در يک کنفرانس مطبوعاتي اداري مي نشيند و گفته هاي راست و نيمه راست و ناراست فلان مدير را بازتاب مي دهد. يا به طمع کمتر توجهي و دريافت کمتر امتيازي، زبان به مداهنه و تحسين و تمجيد فلان مدير مي گشايد و چشمش به پاداش اندک  و توجه کم مايه اي است که از اين قلم زني و قلم فروشي حاصل مي شود.

در طرف مقابل و طرز تلقي واقعي، سختي و زيان آوري شغل خبرنگاري به دلايلي است که خطرخواهي و دردمندي از مهم ترين آنها است. از دردمندي آغاز مي کنم که پايه اساسي در انگيزش و روي آوري بدين پيشه است. دردمندي يعني همان حسي که خبرنگار را از نظر روحي و جسمي چنان در خود مي فشارد که گاه ممکن است به قطع رشته هاي حيات او بينجامد.

بسياري از ما ماجراي آن خبرنگار عکاس را شنيده ايم که سال ها پيش، از لحظه مرگ کودک گرسنه اتيوپيايي عکسي گرفت آن هم در حالي که لاشخوري در چند قدمي، انتظار مرگ او را مي کشيد. معروف است که آن خبرنگار عکاس نتوانست مدت زيادي پس از ديدن آن صحنه در اين جهان دوام آورد و به مرگي خودخواسته تن داد. دردمندي يعني درد و زجر و تنگنايي که خبرنگاران زيادي در سراسر جهان در دفاع از حقوق کارگران و زنان و کودکان و اقليت ها تحمل مي کنند و محروميت هايي که در اين راه بر خويش هموار مي سازند تا روزني هر چند کوچک بر واقعيت هاي جهان امروز بازکنند. کاري که به هيچ وجه خوشايند طبقه تبهکار و منفعت جو و قدرتمدار نيست و مجازاتي بس سخت و دردآور دارد:

گفت آن يار کزو گشت سر دار بلند
جرمش اين بود که اسرار هويدا مي کرد


در چنين حالي، گفتن از خطرخيزي و زيان آوري حرفه خبرنگاري، مي تواند توضيح يک نکته بديهي تلقي شود. کافي است تنها به آرشيو حوادث جهان در يکي دو سال اخير نگاهي دوباره انداخت و آمار شگفت آور کشته و مجروح شدن و به حبس و اسارت افتادن خبرنگاران را ملاحظه کرد به ويژه در منطقه پرآشوب خاورميانه که در سال هاي گذشته جنگ ها، آشوب ها و انقلاب ها و حوادث بسيار به خود ديده و شاهد ظهور پديده هاي دهشت آوري چون القاعده و طالبان و داعش بوده است.  اين گروه آخري که در وحشي گري و جنايتکاري از هر حد و مرزي گذشته است، در طول حيات پر وحشت و جنايتش چه بسيار خبرنگاران را نيز به عنوان يکي از اهداف خود به شمار آورده و پس از به گروگان گرفتن آنها، در جلو دوربين سربريده است و شگفت اين که ابزار رسانه و خبر نيز به همراه ديگر ابزار جنايتکاري، همواره در اختيار اين گروه جنايتکار قرار داشته است تا ثابت شود که هر قلم به دست يا دوربين به دستي شايسته نام خبرنگار نيست.

باري اين همه خطرخيزي و زيان آوري و دردمندي که در پيشه خبرنگاري وجود دارد، نوعي انحصار و محدوديت را بر اين حرفه تحميل مي کند تا ديگر نتوان عنوان خبرنگار را به هر کسي داد و آن را سزاوار هر کسي دانست که قلم به دست مي گيرد و چيزي به عنوان خبر مي نويسد و با استفاده از ابزارهاي نوين انتشار مي دهد.

از آن سو، همين ويژگي هاي برشمرده در کنار امکانات و فرصت هايي که رسانه هاي نوين به انسان هاي همه جوامع داده است، انحصار نام خبرنگار را از افرادي که صرفا در يک مجموعه خاص رسانه اي فعاليت مي کنند، مي گيرد و شامل حال همه افرادي مي کند که مي کوشند حتي به شکل انفرادي و مستقل با استفاده از ابزارهاي نوين، حقايق موجود را با شجاعت و بي باکي بازتاب دهند. همان کساني که امروز نام "خبرنگار شهروند" زيبنده آنها است.

در چنين وضعيتي ديگر عنوان خبرنگار عنواني بسيار فراگيرتر از گذشته است  و نامي است که سزاوار همه است و روز خبرنگاز نيز شامل طيفي وسيع از جامعه مي شود. يعني همه آنان که جاني به نام حقيقت جويي و حقيقت نگاري در جسمشان جاري است و حيات جامعه و روشني آن بسيار وابسته به اين جان هاي روشن است و اگر گروهي سزاوار مبارکباد به خاطر روز خبرنگار باشند، بي شک اين گروهند نه هر کسي که قلمي در دست دارد يا کيبوردي در پيش رو و چيزهايي مي نويسد که اگر خود درد بر درد نمي افزايد، درمان دردي نيز نيست.

منبع: پیام عسلویه

شهرستان دیّر و توسعه!

توسعه یک مقوله بسیار مهم در جوامع بشری محسوب می شود. هر کشور و منطقه با توجه به پروسه­ ی توسعه یافتگی مورد ارزیابی قرار می­گیرد. بعد از جنگ جهانی دوم و پیدایش سازمان ملل و مجموعه­ های وابسته به آن، شاخص های توسعه یافتگی در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، زیست محیطی و نیروی انسانی کشورها را ارزیابی کرده و توسعه یافتگی آن مورد توجه و سنجش قرار می گیرد.

شهرستان دیّر و توسعه!

Register to read more...

تصادف اتوبوس پرسنل پارس جنوبی و چند نکته

نجیرم- حسین بردستانی : غروب یکشنبه سوم مردادماه، وقوع اتفاقی تلخ در اتوبان جم عسلویه، خاطر همکاران ما در شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی و خانواده های آنان را آزرده نمود.

Register to read more...

انتخاب بخشدار جدید آبدان و چند نکته

 

 

 

حسن محدث زاده.سردبیر سایت تماته(آبدان):

فردا محمد فخرایی پس از ۷۷۸ روز فعالیت کاری، ساختمان بخشداری آبدان را ترک تا مسعود تنگستانی رسماً به عنوان جانشین وی و دومین بخشدار آبدان معارفه گردد. تغییر عالی ترین نماینده دولت در بخش آبدان از چند منظر قابل تحلیل و بررسی است و این نوشتار می کوشد به آن بپردازد:

۱- اگر از دوران کوتاه سرپرستی مهدی فخرایی در بخشداری آبدان صرف نظر کنیم – که قابلیت چشم پوشی هم دارد- محمدفخرایی در حالی گام در این بخش نوپا نهاد که نیک می دانست بخشداری آبدان به جز نامی بر سربرگ و تابلویی بر سر درب چیزی از خود ندارد. فخرایی که پیشتر با همین عنوان و سمت در زادگاه خویش، در حال گذران حیات سیاسی- اجرایی بود و می توانست با امتناع از این تغییر و تحمل مرارت و سختی کمتر، در ساختمان فرمانداری دیر ساکن باشد، به نوعی فداکاری نموده و نخستین ناخدایی کشتی نامتلاطم بخشداری آبدان را با انبوهی نداشته ها، پذیرفت تا به آن سروسامانی دهد.

برگزاری شایسته دو انتخابات همزمان در اسفندماه سال گذشته که برای نخستین بار در این بخش به صورت کاملاَ مستقل برگزار می شد، نقطه برجسته و قابل تحسینی در کارنامه بخشدار سابق است. اجرای طرح های گازرسانی،هادی روستایی و ساخت مدرسه در روستاهای بخش را می توان بخش دیگری از عملکرد فخرایی در دوران حضورش در بخشداری آبدان دانست.

۲- اگر برخی به گرایش اصلاح طلبی بخشدار پیشین به دلیل پذیرش مسوولیت در دولت اصولگرای قبلی به دیده تردید می نگریستند- که همین نگاه نیز زمینه ساز عزل وی گردید- اما سابقه دو دهه فعالیت سیاسی بخشدار جدید، جای هیچ شک و شبهه ای را در قرابت فکری ایشان با دولت یازدهم نمی گذارد. این گرایش اندیشه ای و قرابت سیاسی می تواند کمک حال تنگستانی جوان در برقراری تعاملات سازنده تر اداری و سیاسی در مرکز استان باشد.

از سویی دیگر در حالی که بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان بوشهری راه خود را از استاندار جدا کرده و به صف منتقدین و مخالفین او پیوسته اند، حزب ندای ایرانیان شعبه بوشهر از در دوستی با مدیریت ارشد استان در آمده و به دوستان گرمابه و گلستان هم بدل شده اند. سوای اینکه برگزاری جشن سالروز پیروزی دکتر روحانی در ۲۴ خرداد سالجاری به این حزب سپرده شد، که بی حرف و حدیث هم نبود، عباس برزگرزاده و مسعود تنگستانی دو تن از اعضا شورای مرکزی این تشکل سیاسی نیز در چند ماه اخیر به مسوولیت سیاسی رسیده اند که نشان دهنده اعتماد و علاقه فعلی استاندار به این مجموعه اصلاح طلب نوپاست.

از طرفی دیگر رابطه تنگستانی با حمزه اعتماد فرماندار دیر فراتر از رابطه ای اداری و سیاسی است، چرا که فصل مشترک این دو نه فرمانداری و ضوابط سیاسی بلکه مراودات دوستانه و خانوادگی است.

قرابت اندیشه ای با دولت، رابطه حزبی و تشکیلاتی با استاندار و دوستی با فرماندار، پوئن و برگ های برنده ی تنگستانی هستند تا از این رهگذر بتواند روزهای درخشانی برای خود و بخش رقم زند.

۳- بخشدار جدید این نکته را  نصب العین خود قرار دهد که  استقرار بخشداری در آبدان، نتیجه خواست همه مردم بوده است؛ همه مردم به معنای واقعی کلمه. پس باید نگاه خود را فراگیر کرده و تدبیر خود را معطوف به خروجی جلسات تعداد محدودی از ستاد انتخاباتی رییس جمهور نکند. به نظرات همگان توجه کند حتی آنهایی که دلواپسند. او باید بتواند از اجماع تمامی پتانسیل های موجود خاصه پتانسیل انسانی و اجتماعی، چرخ به لنگ در آمده توسعه بخش آبدان را به حرکت در آورد.

۴- – از بدو تاسیس بخشداری و حتی پیش از آن، توقع و خواسته اولویت دار مردم آبدان، استقرار و افتتاح اداراتی همچو آموزش و پرورش، کمیته  امداد و… یا نمایندگی ها آنها در این بخش بوده و هست که امام جمعه محترم نیز در خطبه هفته گذشته برای چندمین مرتبه بر این مهم تاکید نمودند. هر چند در سالهای اخیر برای تحقق این امر، تلاش هایی صورت گرفته اما تاکنون به این خواسته مردمی جامه عمل پوشانیده نشده است. بخشدار جدید اگر خواهان رضایت مندی عمومی از دوران حضورش در بخشداری است، می بایست این مهم را در سرلیست برنامه و اقدامات آتی خویش قرار دهد.

۵- با روی کار آمدن دولت یازدهم در سال ۹۲ و انتخاب فرماندار و به تبع آن تغییر و تحولات مدیریتی در شهرستان، چهره ها و شخصیت های به منصب رسیده عمدتاً از بخش مرکزی شهرستان و شهرهای دیر و بردستان بوده اند و دو بخش دیگر شهرستان در این آمد و شدها بی نصیب مانده بودند. اما حال که دولت در سال پایانی عمر خویش قرار دارد، با انتخاب مسعود تنگستانی و سیدمحمد حسینی زاده به عنوان بخشداران آبدان و مرکزی که به ترتیب بومی و ساکن آبدان و بردخون هستند، نشان دهنده گشایش فصل جدیدی در فضای سیاسی شهرستان و تحول در نگرش مدیریتی فرماندار و چهره های سیاسی ذی نفوذ می باشد. بی شک چرخش عالمانه مدیریتی توام با نگاه بسیط و فراگیر به پتانسیل های انسانی می تواند یکی از عوامل مهم پیش برنده شهرستان در توسعه و پیشرفت باشد.

۶- انتخاب و انتصاب فردی بومی هر چند که با محاسنی همچو شناخت بهتر از ظرفیت ها و داشته ها و نداشته ها، اشراف بر روابط فردی،گروهی و طایفه ای و… همراه است اما تنگ نظری و کج اندیشی ها همواره مدیر بومی را بیش از مدیر غیر بومی تهدید می کند. نخستین بخشدار بومی آبدان باید با شرح صدر و بسط نگاه، خود را برای روزهای دردسرآفرینی آماده کند که ممکن است از سوی دوستان این روزها و منتقدان و مخالفان فردا، رقم بخورد.

 

 

 

خدا قوت آقای فرماندار

سیدمالک حسینی*/ تحولات مدیریتی به درازی تاریخ نظام بروکراتیک یا همان دیوانسالاری قدمت دارد و این ناشی از یک قاعده طبیعی و سنت اجتماعی است زیرا انسان که خود تصدی‌گر مناصب است عنصر جاودانگی را در خود ندارد. این آمدن و رفتن‌ها در مناصب مختلف نه تنها امر نامطلوبی نیست بلکه از آنجا که مانع از دلبستگی به دنیا به معنای خاص آن می‌شود در ذاتش امر مطلوبی است اما در این میان چگونه آمدن‌ها و چگونه رفتن‌ها در مناصب دولتی و حتی غیردولتی آن از اهمیت برخوردار است.

این مقدمه را بدان سبب نوشتم تا در نکوداشت و بزرگداشت مدیر و انسانی سخن بگویم که همواره عزتمند زندگی کرده و هیچ‌گاه هیچ منصب و عنوانی نتوانست کوچکترین تغییر سویی در رفتار و منشش ایجاد کند.

در بحبوحه تعطیلات نوروزی خبر رفتن حسن ابراهیمی از فرمانداری بوشهر در حالی منتشر شد که به رغم احترام به همه زحمتکشان در استان به یقین او را باید سرآمد مدیران دولت تدبیر و امید در استان بوشهر دانست. آنچه در خبرها منتشر شد وی به خواست و اصرار خودش از فرمانداری کناره‌گیری کرده و جالب‌تر اینکه حاضر به پذیرفتن هیچ منصب جدیدی نشده و تاکید کرده فعلا به عنوان یک کارشناس به فعالیتش ادامه خواهد داد. آنچه نقل شد، خبر متواتری بود که البته شواهد موثق چیز دیگری می‌گوید!

افتخار آشنایی من با حسن ابراهیمی به بیش از 15 سال پیش بر می‌گردد، در زمانی که به سبب فعالیت‌هایم در حوزه نهادهای مدنی ارتباط مستقیم کاری با وی داشتم آنگاه که آقای ابراهیمی منصب معاونی اداره‌کل اجتماعی و شوراها را در دولت اصلاحات به عهده داشت. از آن روزها تا آخرین باری که در نمایشگاه مطبوعات سال گذشته توفیق تازه شدن دیدار با وی بعد از سال‌ها دست داد، ابراهیمی را مثل همیشه مدیری تکنوکرات، دوست داشتنی، بلندهمت و دارای اصول و ارزش‌های انسانی و اخلاقی دیدم. به معنای واقعی کلمه، مدیرانی بسان او نادر و کمیاب هستند. چه در سلوک و رفتار و منش انسانی و مردم‌داری و چه در توان مدیریتی مبتنی بر دانش، سلامت نفس و صداقت و درستی در عمل.

طی یک هفته‌ای که از کناره‌گیری او می‌گذرد فضای رسانه‌ای استان را به‌شکل هدفمند دنبال می‌کردم و انتظار داشتم در حد و جایگاه و شخصیتش به خدمات ارزشمندی که ارائه کرد، پرداخته شود که نشد. حالا که او در مسند قدرت نیست راحت‌تر می‌توانم درباره‌اش بنویسم و بگویم که کناره‌گیری او خسران بزرگی برای استان بود. مواضع عزتمندانه، شجاعانه و شفاف او طی دو سال تصدی پست فرمانداری بوشهر بدون اغراق در سطح همه فرمانداران دولت تدبیر و امید کم‌نظیر بود. ابراهیمی بنا به روحیه و شخصیت والایی که داشت هیچگاه اهل غوغاسالاری و خودنمایی نبود، اما طی این مدت در بزنگاه‌ها همیشه مقتدرانه‌ترین و خردمندانه‌ترین تصمیم‌ها را گرفت و در بیان عقاید و دیدگاه‌هایش هیچ‌گاه مصلحت اندیشی نکرد.

هر چند این سطور مختصر نمی‌تواند بیان‌کننده بزرگی و تقدیر از زحمات ارزشمند او باشد اما به رسم وظیفه در پاسداشت انسان‌های پاک‌دست، بلندهمت، اندیشمند، توانا و لایق بر خود واجب دانستم از زحمات او در این مدت قدردانی کنم تا رسمی شود در حمایت و بزرگداشت کسانی که بی‌ادعا و به دور از حاشیه و در راستای منافع استان صادقانه خدمت کرده و به هیچ وجه حاضر به کوتاه آمدن از باورها، ارزش‌ها و اعتقاداتشان برای مطامع و منافع شخصی نبوده و نیستند.

در نهایت ضمن عرض خدا قوت و آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای وی آرزو می‌کنم شرایطی فراهم شود تا استان بوشهر و ایران عزیز همچنان بتواند از خدمات این فرزند فرهیخته و توانمندش بهره‌مند شود.

*مدیرمسئول روزنامه بامدادجنوب

اقدام قابل تحسین منطقه ویژه پارس

مازیار هوشمند* :

طرح نخبه پروری سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در حمایت از دانش آموزان آماده رقابت در آزمون های سراسری شهرستان های پیرامون منطقه پارس جنوبی، یکی از اقدامات ارزشمند فرهنگی این مجموعه است، که اولین اجرای موفقیت آمیز آن با کسب رتبه های علمی بسیار خوب توسط تعداد زیادی از دانش آموزان سه شهرستان عسلویه، کنگان و جم در کنکور سال جاری، نتایج چشمگیری داشته، و مورد استقبال مردم، فرهنگیان و آموزش و پرورش استان بوشهر قرار گرفت.

سال هاست وزارت نفت در زمینه های مختلف عمرانی، درمانی، فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و ورزشی به شهرهای واقع در حوزه عملیاتی مناطق نفت و گازخیز، خدمات و کمک های عام المنفعه ای را ارائه می کند، که سهم عمده ای از این کمک ها به امور زیربنایی و عمرانی می رسد، و از این رهگذر بخش اندکی از این حمایت ها به حوزه ی آموزشی اختصاص می یافت.

گام محکم مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در حمایت بیشتر آن مجموعه از فعالیت های فرهنگی و آموزشی از سال گذشته و با امضای تفاهم نامه فرهنگی بین آن سازمان و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و پیشنهاد طرح نخبه پروری در آموزش و پرورش برداشته شد، که با موفقیت دانش آموزان و کسب رتبه های برتر کنکور در استان و کشور، دور دوم این طرح نیز در تابستانی که گذشت، آغاز، و اخیراً نیز خبر می رسد که دانش آموزان شهرستان دیّر نیز از مواهب و مزایای این طرح بهره مند می شوند.

آنچه که در این میان حائز اهمیت است، عمل به مسئولیتی اجتماعی و آینده نگری این سازمان در کشف و پرورش استعدادهایی است که روزی به مدد مردم، منطقه و صنعت خواهند آمد. توجه به آموزش فرزندان محیط پیرامونی صنعت نفت به ویژه در مناطق محروم، اقدام پسندیده و ارزشمندی است، که می بایست پیش از این مورد توجه قرار می گرفت.

بی پرده و بدون تعارف باید گفت که تعامل صنعت نفت با محیط پیرامونی در استان بوشهر دارای شکافی بوده که برخی اقدامات این فاصله ها را کم خواهد کرد. بی شک، توجه، حمایت و کمک به توسعه فعالیت های فرهنگی و آموزشی از بهترین و موجه ترین راهکارهای تقویت این تعامل است، که سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به نمایندگی از وزارت نفت این مأموریت را در دولت تدبیر و امید به خوبی مدیریت و دنبال نموده است.

علاوه بر این، استقبال از طرح نخبه پروری، اجرای موفقیت آمیز آن و کسب رتبه های خوب دانش آموزان بهره مند از این طرح، توجه به حمایت های اینچنینی را در بین مدیران آن سازمان نفتی دو چندان می نماید. با شناختی که از مدیریت و برنامه های این سازمان در حوزه فرهنگی و آموزشی دارم، این حمایت ها در سال جاری و آینده شتاب بیشتری خواهد گرفت، و قطعاً جمع بیشتری از دانش آموزان در سال تحصیلی جدید از طرح نخبه پروری بهره مند خواهند شد.

 این توجه در کنار ارتباطی که آموزش و پرورش استان با این سازمان می تواند داشته باشد، خروجی بهتری از موفقیت دانش آموزان این استان را در سال های آینده در دانشگاه های کشور به همراه خواهد داشت. موفقیت این تیپ پروژه ها در گرو حمایت، قدردانی و ارج گذاشتن اقدام متولیان این ایده ها و طرح هاست. طرح های ماندگاری که نوید آینده ای روشن برای دانش آموزان این مرز و بوم است.

به عنوان یک آموزگار و فرهنگی، اقدام قابل تحسین سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در اجرای موفقیت آمیز طرح نخبه پروری را ارج می گذارم، و برای آن مجموعه در این راه آرزوی توفیق دارم.

*مدیر مسوول روزنامه پیام عسلویه

یکسال بعد از شروع سمن ها در شهرستان دیّر

 

Register to read more...

شیوه مندی و حرکت های دکوراتیو در چراغانی شهر آبدان

 

 

سعید نصاریوسفی:المان ها ، تندیس ها و عموماً جلوه های بصری به عنوان یک حرکت حسی ـ مهندسی در فرایند سیاست گذاری های مدیران شهری از اهمیت ویژه ایی برخوردار است تا جاییکه به تناسب موقعیت ، تمول و ظرفیت های مختلف فرهنگی و گردشگری شهرها ، در طرح و ترفندهای ویژه ایی به نمود در می آید که هم اکنون مصادیق متنوعی از آن در کلان شهرها و بعضاً شهرهای تاریخی و توریستی شاهد می باشیم . نورپردازی و جلوه های بصری بخصوص جلوه های دکوارتیوِ نما در شب ، آنجا که ظرف وُ ظرفیت گردشگری ناچیز می باشد از اهمیت ویژه ایی برخوردار است . با عنایت به سیاست گذاری های وزارت نیرو و تاکید بر اصولمندی و در واقع مهندسی روشنایی معابر و متعاقباً عطف توجهِ مدیران شهری به روش های نوین روشنای معابر و چراغانی های مناسبتی ، ملهم از پارامترهای زیبایی شناختی نوین و همانطور رعایت اصول ایمنی و انطباق موضوعی با سیاست گذاری های پلیس ترافیک ، مصادیق خلاقه و شعورمندی از اصلاح زیر ساخت های مبلمان شهری در جای جای کشور شاهد هستیم که هر کدام سر فصل تازه ایی است در بهبود مبلمان شهری . از این رهگذر ، در استان بوشهر در چند سال  اخیر حرکت هایی شاهد بوده اییم که به هیچ وجه با ظرفیت های فرهنگی ، علمی و مهندسی این اقلیم منطبق نبوده است ! . ظهور چراغ های LED در انواع مختلف و طراحی های متنوع با توجه به ظرفیت ها و زیر ساخت های عمرانی در چند سال اخیر رونقی فزاینده داشته است. متاسفانه اما کج سلیقه گی پاره ایی از مدیران شهری و سو برداشت ازکاربری چراغ های مذکور و عدم اعتنا و اشراف بر فلسفه ی وجودی و روانشناسی رنگ ها در اقصا نقاط استان ، موجد بروز طراحی های غلط و منفعل در ساختار شهرها گردیده است که معمولاً جز اتلاف منابع مالی راه به جایی نبرده است . نگارنده حسب موقعیت شغلی ، روحیه تحقیق و کندکاو در مصادیق مختلف عمرانی و مبلمان شهری ،  بعضاً به مفاهیم و مولفه های بند می کند که بشود از مجرایش به ساحتی از خلاقیت و روشمندی رسید.

تدابیرمهندسی شده ی شهردار آبدان در نور افشانی معابر و طراحی خودویژه و کاریزماتیک روشنایی ، شهر آبدان را نور آذین کرده است . صرف نظر از وجه مناسبتی این عملیات ، آنچه که در بروز هنری ، مدنی و مهندسی این حرکت ستودنی شهردار آبدان نظر نگارنده را به خود جلب نموده است ، هارمونی رنگ ها و ترکیب هوشمندانه گزاره ها با پارامترهای رفوژها و پیاده روهاست . جلوه های بصری و متلون رنگ ها و مطالعه ی همه جانبه ی عملیات ، اعم از زمانبندی چشمک ها ، مدیریت سنسورها  و عطف توجه به چشم انداز مطلوب و نورافشانی قاعده مندی که توامان زیبایی را به ایمنی منضم ساخته است ، منشور متلونی از جلوه های فُرمال و زیبایی شناسیک نوین به منصه ی ظهور گذاشته است . مضافاً ؛ شناخت متعالی شهردار از ابنیه و آشنایی با مترو معیارهای طراحی شهری ، منتج به مداخله ایی هوشمندانه در طراحی ، تعبیه و تطبیق المان های ورودی شهر با سیاست گذاری های خویش در اجرای پروسه ی زیباسازی ، بخصوص در بحث چراغانی و نور افشانی گردیده است . المان میدان ورودی (المان امام علی (ع) ) ، با فضای سبز جنبی و به قاعده ی نخل که وحدتی مضمونی و نمادین با کاراکتر منصوبه دارد ، با  نور افشانی کلاسه شده اش ، مسافر را در بدو ورود و رویت ، به نظاره ی این جلوه های هوشمندانه ناگزیر می کند . زاویه ی افشانش نئون ها وانتخاب و کاربست رنگ سبز که در قاعده مندی طراحِ پروژوکترها ، زاویه ی افشانش را از منظرگاهی هم سطح ابنیه به بلندای المانِ منصوبه تدبیر نموده است ، فرازمندانه چشم انداز و کارکرد می یابد تا با جلوه های متلون رنگ ها و توازن و تداوم گزاره ها تا امتداد مسیر و خروجی شهر ، یک بَرند زیباسازی ایجاد کند . بی شک تداوم این رویکرد و عطف توجه به عنصر خلاقیت در سازوکار طراحی می تواند ضمن برساخت و به جلوه در آوردن مصادیق خلاقه در مبلمان شهری ، در اصلاح زیر ساخت های عمرانی و مهندسی ، منشاء اثر باشد...

 

  جا دارد در همین مجال و در کسوت یک فعال فرهنگی از تلاش های بی شائبه جناب زهیر حاجیان شهردار شهر آبدان و اعضا محترم شورای شهر بخاطر هموندی اثر بخش با شهردار ـ که بی شک در فرایند رفرم این مهم ، حضور و مشارکتی ضمنی داشته اند ، تقدیر وتشکر نمایم .

 

 

 

اصلاح طلبان و انتخابات مجلس دهم

تجربه شیرین وحدت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ در حمایت از کاندیدای اعتدالی با درک این موضوع که جریان اعتدال به نگاه اصلاح‌طلبان نزدیکتر و همراه تر است و نیز پذیرش اینکه با سوهان زدن لبه‌های تیز تفکر خود می‌توان طیف وسیع‌تری از تفکر چهره‌‌ها و جریان‌های سیاسی و نیز اقبال اجتماعی را جذب کرد،موجب شد تا جمهوری اسلامی از یکی از گردنه های دشوار سیاسی حیات خویش با سلامت بگذرد و سکان هدایت قوه مجریه به دست دولت تدبیر و امید سپرده شود که اتفاقی میمون و مبارک بود . بی شک با این رخداد سیاسی فصلی تازه در عرصه سیاست داخلی ، منطقه ای و بین المللی برای ایران اسلامی گشوده گردید.http://www.bamdadnews.ir/wp-content/uploads/dddddddddddd.jpg

 

در بعد داخلی با پایان یافتن صدارت دولتمردان پر حاشیه و بعضا بی تدبیر که با اقدامات نه چندان مسوولانه خویش کام مردم را در دوره زمامداری خویش بشدت تلخ کرده و کشور را تا آستانه پرتگاه سخت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی برده بودند و میراث ماندگار آنان حیف و میل اموال عمومی و تهی کردن خزانه مملکت و تلاش در جهت نهادینه کردن فساد و انحراف بود ،یکبار دیگر امید به میان مردم بازگشت و ابرهای تیره از آسمان کشور کوچ کردند و نشاط و شادمانی مهمان سفره های ایرانیان شد.

در عرصه منطقه ای ایران بار دیگر به کانون منطقه ای بازگشت و همسایگان دور و نزدیک راهی تهران شدند و دست دوستی به سمت دولتمردان جدید دراز کردند و ایران را بازیگری مهم در حوادث و تحولات منطقه دانستند .

اما در عرصه جهانی همانگونه که جناب دکتر روحانی در کارزار تبلیغات انتخاباتی خویش بارها بر آن تاکید کرده بود ،چرخ های سانتریفیوژها از حرکت باز نماند و دولت محترم با تکیه بر پیروزی تاریخی ۲۴ خرداد ماه ۹۲ به پای میز مذاکره عزتمند با قدرت های بزرگ جهانی رفت و همگان دیدند که چه مجاهدانه مذاکره کرد و در پیش دیدگان جهانیان ، از حق مسلم ایران اسلامی دفاع نمود و آنانی که تا دیروز حاضر به پذیرش حتی یک سانتریفیوژ در خاک ایران نبودند را به قبول هسته ای شدن کشورمان واداشت و امروز تنها اندکی پس از امضای توافق وین ، دیپلمات ها و سران کشور های غربی راهی تهران هستند تا از دیگرا همقطاران خویش عقب نمانند . نمونه این توجه جهانی به ایران را   فقط می توان در روزهای آغازین کار اصلاح طلبان در دولت هفتم مشاهده نمود روزهایی که اروپاییان پس از یک قهر دیپلماتیک ، بعد از حماسه عظیم دوم خرداد برای بازگشت به ایران بی تابی می کردند .

این توفیق جهانی ، گوشه ای از آثار آن ائتلاف مبارکی است که در ۲۴ خرداد ۹۲ بدست آمد و   بزرگان اصلاحات و در راس آنان رییس دولت اصلاحات با درک شرایط حساس تاریخی فعالانه به عرصه انتخابات ورود کردند و با پا گذاشتن بر برخی خواسته های شخصی تر ، به اجماع و خرد جمعی رای دادند که موجب شگفتی جهانیان و بازگشتن شعف و شادمانی به میان مردم و عقلانیت به نزد دولتمردان شدند .

کمتر از هفت ماه دیگر ، عرصه سیاست داخلی کشور باز شاهد رخداد سیاسی دیگری است که می تواند بعنوان بخش پایانی حماسه ۲۴ خرداد ۹۲ باشد . انتخابات مجلس دهم را می توان بخش پایانی پروسه بازگردانیدن فضای سیاسی داخلی به عقلانیت و محو تفکر افراطی و انحرافی دانست . تفکر باز مانده از دوره هشت ساله پیش از دولت تدبیر و امید هنوز در مجلس شورای اسلامی بازماندگانی دارد که در مقابل اراده مردم همچنان صف آرایی می نمایند و چوب لای چرخ نظام و دولت می نهند . اینان   در مجلس نهم هرچه را در توان داشتند بکار بستند تا مانع از برآمدن دولت تدبیر و امید شوند و زمانیکه در روز ۲۴ خرداد از مردم سیلی سخت بی اعتمادی خوردند ، بجای درس گرفتن از شکست ها و ناکامی های خویش ، در صدد انتقام گیری از منتخب مردم برآمدند و همه همت خود را صرف جمع آوری امضا برای استیضاحهای سیاسی، طرح سوال،بیان تذکرات غیر ضروری و در یک کلام ساقط و ناکارآمد کردن دولت کردند .

همچون همیشه اصلاح طلبان با تکیه بر صندوق رای ،در حال آماده شدن برای ورود به عرصه انتخابات مجلس میشوند؛ انتخاباتی که می تواند حیات جدیدی در کالبد اصلاحات بدمد. در شرایطی که جناح اصولگرا در شش و بش وحدت و همگرایی مانده است و جریان‌هایی مثل نزدیکان آیت‌الله مصباح یزدی و نیز یاران محمود احمدی‌نژاد به عنوان مجهول‌های اساسی معادله وحدت در جناح راست سیاسی ایران مطرحند، اصلاح‌طلبان حداقل از این نظر نگرانی کمتری دارند. اصلاح‌طلبان این روز‌ها با محوریت شورای مشورتی و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برنامه‌های خود برای انتخابات را تعیین می‌کنند.گذشته از طرح‌ریزی ساختاری و ساختمند نمودن فعالیت های انتخاباتی لازم است اصلاح‌طلبان به نحوه ی حضور در انتخابات مجلس نگاه ویژه ای داشته به نظر می‌رسد اگر گروه‌های اصلاح‌طلب یکپارچگی خود را حفظ کنند، مجلس آینده مجلسی هماهنگ با دولت خواهد بود. در انتخابات اگر گروه‌هایی که در طیف اصلاح‌طلبان می‌گنجند همانند سال ۹۲ وحدت و یکپارچگی خود را حفظ نمایند، می‌توانند موفقیت خود را در تعیین مجلسی همراه دولت جهت تحقق وعده‌های آن رقم بزنند.

لازمه این موفقیت آن است که تشکل‌های اصلاح‌طلب برنامه‌ریزی خوب و هماهنگی را در قالب‌های مختلف برای انتخابات در پیش گیرند. لازم است سمت و سوی فعالیت‌های انتخاباتی به گونه ای باشد که در پایان یک لیست واحد به عنوان همه اعضا و تشکل‌های اصلاح‌طلب اعلام شود. تجربه‌ای که در انتخابات ریاست جمهوری رقم خورد و نهایتا اصلاح‌طلبان توانستند اجماع کنند، بر خلاف مجموعه اصولگرایان که با تعدد کاندیدا در انتخابات ریاست جمهوری حضور پیدا کردند ، اصلاح طلبان از یک نامزد واحدحمایت کردند و همین تجربه را میبایست درانتخابات مجلس نیز عملی نمایند. کار دشواری است ولی شدنی است

در کنار روند وحدت به عنوان محوری‌تری راهبرد اصلاح‌طلبان در انتخابات ، وحدت با نیروهای معتدل نیزفاکتور مناسبی است که نباید از نظر دور داشت ؛ اگر شرایط به گونه ای رقم بخورد که نیاز باشد بین جامعه اصلاح‌طلب و اعتدالگرایان و آن‌هایی که نگاه عقلانی دارند همگرایی‌هایی ایجاد شود که در انتخابات نتیجه بهتری به وجود بیاید به ویژه اگر شرایط طوری باشد که خوف و ترس از غلبه جریان افراطی و انحرافی به وجود بیاید شایسته است یک همگرایی نانوشته و به عنوان ائتلاف غیر رسمی ،خردمندان و دلسوزان نظام را بهم برساند که البته امری میمون و مبارک است.

به نظر می رسد تعامل اصلاح‌طلبان با اعتدالگرایان، سبب می شود فضای کلی مجلس دهم در جهت اصلاح طلبی اعتدالگرایانه ودر نهایت کمک و حمایت از دولت تدبیر و امید شکل بگیرد که بی گمان آثار شکل گیری چنین مجلسی ، تقویت نظام ، بهبود شرایط اقتصادی و معیشت مردم خواهد بود و در یک کلام مجلس دوباره   به راس امور بر خواهد گشت . به خاکر داشته باشیم که این تعامل احتمالی به هیچ روی خوشایند جناح انحرافی و افراطیون اصولگرایی نیست و اینان نهایت تلاش خویش را برای تخطئه نگاه اصلاح طلبان درباره یارگیری از راستی‌های معتدل بکار می گیرند که این رویکرد بیانگر آن است که جریان انحرافی و افراطی علاوه بر دغدغه‌های خود درباره وحدت و همگرایی، به شدت نگران حضور قوی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نیز هستند؛ نگرانی که البته بیجا نخواهد بود .

رودخانه مند فرصت یا تهدید؟

مهندس غلامرضا منتظری :در دامنه جنوبی زاگرس و جنوب غربی استان فارس رودخانه ای راه پر پیچ وخم خود را به سوی خلیج فارس آغاز می کند و پس از به هم پیوستن ۸ آبراهه فرعی  در جنوب شرق روستای درویشی در استان بوشهر واردجلگه ی پهناوری شده و راه خود را به سمت دریا ادامه می دهد و در قسمت غربی بردخون از طریق «خور زیارت »در آغوش خلیج همیشه فارس آرام می گیرد.

رودخانه مند برای مردم این سرزمین نامی آشناست و تلخ  و شیرینی های این رودخانه در حافظه ی تاریخی مردم دشتی و استان بوشهر از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. حادثه ی تلخ روزهای آذر ۶۵ و شیون مردان وزنانی که عزیزان خود را در سیلی ویرانگر از دست دادند و خانه و کاشانه آنها طعمه امواج خروشان رودخانه مند شد هرگز از یادها نخواهد رفت و روزگارانی هم که گندم زارهای حاشیه رودخانه چون حصاری مستحکم خودنمایی می کرد و با برداشت گندم آن نه تنها ذخیره ی مطمئنی برای سالهای خشک و قحط دشتی بود، بلکه با دستان سخاوتمند مردان حاشیه رودخانه حتی نقاطی دورتر نیز از قحطی رهایی می یافتند تا شیرینی و حلاوتی ماندگار از تاریخ گذشته مردمان  این سرزمین برجای گذاشته باشد.

در حدفاصل دشت درویشی تا خلیج فارس، منطقه ای جلگه ای با شیب بسیار ملایم واقع شده است و همین عامل باعث شده رودخانه در این مسیر هر ساله بستر خود را تغییر داده و حالت پیچان رود (مه آندر) به خود بگیرد که این حالت از ویژگی های رودخانه هایی است که در اراضی کم شیب جریان دارند.

http://khm1.googleapis.com/kh?v=169&hl=en&x=10527&y=6856&z=14&token=65856

حوزه آبخیز مند بسیار وسیع می باشد و کافیست که بدانیم این حوزه آبخیزباطول ۷۶۱ کیلومتر  وبیش از ۴۶۰۰۰ کیلومترمربع وسعت حدود دو برابر استان بوشهر وسعت دارد و از غرب شیراز تا فیروزآباد و فراشبند و قیر و کارزین و جهرم و فسا در استان فارس تا دشت پلنگ و جم و ریز وباغان در استان بوشهر در این حوزه قرار دارند به همین دلیل متوسط آورد سالانه این رودخانه حدود یک میلیارد متر مکعب می باشد که در شرایط ترسالی گاها تا دو برابر این رقم سیلاب روانه دریا می شود که  حجم آب قابل توجهی است.

طبق آمار موجود در یک دوره آماری ۴۶ ساله دبی حداکثر رودخانه مذکور  ۶۲۹۰  مترمکعب در ثانیه و دبی متوسط رودخانه در یک  دوره آماری ۴۳ ساله حدود ۳۱متر مکعب درثانیه و دبی حداقل رودخانه برای دوره آماری ۴۳ ساله حدود ۴ متر مکعب در ثانیه می باشد، اما عمده ترین عامل محدود کننده برای بهره برداری از آب این رودخانه شوری بالای آن می باشد.  این رودخانه در مسیر خود از چند گنبدنمکی عبور می کند که هر چقدر به انتها نزدیک میشود بر میزان  شوری آن افزوده می شود اما سوالی که مطرح است این که در شرایط فعلی که بواسطه محدودیت منابع آبی می بایست از قطره قطره آب موجود در کشور استفاده بهینه نمود آیا این عامل در استان بوشهر می تواند ما را  از برنامه ریزی برای استفاده بهینه از این رودخانه باز دارد؟

به نظر می رسد پاسخ منفی باشد اگر به آمار مراجعه کنیم می بینیم هدایت الکتریکی ( EC ) آب رودخانه در فصول مختلف سال متفاوت است.

بالاترین EC  مربوط به فصول خشک سال می باشد که طبق آمار ۴۶ ساله حداکثر ۵۳۱۲۰ میکروموس بر سانتیمتر ثبت شده است . بدیهی است در این شرایط استفاده از این آب محدودیت های زیادی دارد اما همیشه وضعیت  اینگونه نیست. در پاییز و زمستان و اوایل بهار متناسب با شرائط بارش هدایت الکتریکی آب متغیر است در مواقعی که با بارش های سیل آسا در حوزه آبخیز رودخانه مواجه هستیم درجه شوری یا همان هدایت الکتریکی آب حداقل  ۶۶۰ میکروموس بر سانتیمتر نیز ثبت شده است و این یعنی آبی که بدون هیچ محدودیتی قابل بهره برداری است بی جهت نیست که در سالیان گذشته حاشیه این رودخانه مشهور به چم بالاترین آمار برداشت گندم دیم در واحد سطح را داشته است و حتی در برخی مزارع حاشیه رودخانه تا دو تن در هکتار (طبق اعلام مرکز جهاد کشاورزی کاکی) نیز گندم برداشت شده است و سالهایی که رودخانه حالت طغیانی دارد در آبرفت های حاصلخیر و غنی از مواد آلی که حاصل طغیان رودخانه می باشد کشاورزان مبادرت به کشت هندوانه و خربزه بصورت دیم نیز می نمایند که کیفیت محصول بدون استفاده ازکودهای شیمیایی و سموم دفع آفات بسیار بالاست.

سالهای مداوم تر سالی در اواخر دهه ۶۰ و اوایل  دهه ۷۰  که  سالهای ماندگار ترسالی در بوشهر و فارس محسوب میشود کشاورزان منطقه را به این باور رساند که با بهره برداری از آب این رودخانه به کشت آبی مبادرت ورزند و مسئولین وقت را نیز ترغیب نمود تا بلند پروازانه طرح آبیاری و زهکشی دشت درویشی را کلید بزنند اما پس از گذشت آن روزهای رویایی و کاهش بارندگی ها متوجه شدند همیشه آسمان یک رنگ نمی ماند و طرح آبیاری دشت درویشی نیمه تمام رها شد و  کشاورزان نیز از ترس شورشدن اراضی خود دست از برداشت آب از رودخانه و کشت آبی برداشتند. با توجه به مطالب ذکر شده سوال اساسی این است که در این شرائط چگونه بی توان از این آب بهتر استفاده نمود؟

ایجاد سامانه پخش سیلاب

همانطور که اشاره شد در فصول سیلابی و طغیانی آب این رودخانه دارای کیفیت مطلوب می باشد از طرفی شیب دشت در مسیر رودخانه در استان بوشهر حدفاصل روستای درویشی تا دشت زال، گزک ، مسیله ها و روستاهای هلالی تا محل اتصال به دریا بسیار ملایم و دشتی هموار است که این دوپتانسیل یعنی هموار بودن دشت و کیفیت مناسب آب و حجم بالای سیلاب در فصل بارش ظرفیت های مناسبی هستند که می توان با مطالعه دقیق و طراحی سامانه های بخش سیلاب در فواصل مشخص، آب موجود در رودخانه را به سمت اراضی کشاورزی هدایت نمود که در صورت ایجاد این سیستم و هدایت آب که حاوی رسوبات بسیار حاصلخیز و غنی از موادآلی و معدنی می باشد بر روی اراضی دیم بازده این اراضی به چند برابر افزایش می یابد. کافیست در  یک سال زارعی ۲ تا ۳ بار در بالا دست حوزه آبخیز شاهد بارش سیلابی و افزایش حجم روان اب باشیم که در ترسالی ها تکرار آن بیشتر نیز هست و این آب به اراضی هدایت شوند به جرات می توان گفت عملکرد برداشت گندم در واحد سطح دو تا سه برابر افزایش خواهد یافت، لذا پیشنهاد می گردد این موضوع توسط متولیان امر بخصوص شرکت آب منطقه ای استان به جدیت مورد بررسی کارشناسی قرار گیرد.

رود مند

محدودیت های موجود

از قرار اطلاع حداقل سه سد در استان فارس بر روی رودخانه احداث شده است و یک سد نیز در دست احداث می باشد ازجمله سد تنگاب فیروزآباد، سد سلمان فارسی قیر و سدهای دشت پلنگ و باغان در استان بوشهر نیز زمزمه آغاز عملیات اجرایی آنها توسط مسئولین به گوش می رسد، از این رو توصیه می شود این اقدامات با دقت نظر و احتیاط بیشتری صورت گیرد تا صدمه ای متوجه اراضی پایین دست نشود.

همانطور که ذکر شد متوسط آورد سالانه این رودخانه حدود یک میلیارد متر مکعب می باشد که در سالهای پربارش این حجم به بیش از دو برابر نیز افزایش می یابد که این حجم از سیلاب در زمان طغیان رودخانه بر روی دشت جریان یافته و از یک طرف با رسوبگذاری به نوعی کمبودهای عناصر مفیدخاک دشت را برطرف می نماید و از طرفی عمل نمک زدایی و شستشوی املاح غیرمفید روی خاک صورت می گیرد . حال اگر این سیلاب ها قطع شود می تواند منتج به عواقب خطرناکی شده و این اراضی بطور کلی تبدیل به شوره زار شوند.

تهدید یا فرصت؟

از این رو چنانچه مطالعه جامع وکاملی در راستای بهره برداری از سیلاب رودخانه جهت اجرای آبیاری تکمیلی بر روی اراضی دیم منطقه صورت گیرد و با ایجاد سامانه های پخش سیلاب زمینه استفاده از آبی که به سمت دریا سرازیر می شود فراهم شود، آن وقت است که در سالهای پربارش و طغیانهای متعدد این رودخانه می توان با اطمینان گفت برداشت گندم منطقه روند صعودی داشته و دشت غربی بخش کاکی می تواند به کانون تولید گندم استان تبدیل شود.

با توجه به افت سطح سفره های زیرزمینی و بحرانی که در دشتهای استان درحال وقوع است خواه ناخواه در آینده تولید گندم آبی استان شدیدا افت خواهد کرد واجرای این سیستم می تواند آن افت راتا حدی جبران کند.

اما  خطری که  منطقه را بشدت  تهدید می کند احداث سدهای متعدد و مهار آبهای سطحی در بالادست حوزه آبخیز است که اگر این اقدام بدون توجه به تاثیر آن بر اراضی پایین دست صورت گیرد در آینده ای نه چندان دور شاهد خواهیم بود که دیم زارهای حاصلخیز منطقه که زمانی مردم این سرزمین گندم و هندوانه و خربزه خود را از آنجا برداشت می کردند تبدیل به اراضی شوره زار و لم یزرع خواهد شد و حتی وضعیت خیلی بدتر از آن خواهد بود که در حال حاضر برمنطقه حاکم است. بنابراین تا دیر نشده است دلسوزانه این تهدید را جدی گرفته و بدون در نظر گرفتن محدودیت های جغرافیایی و تقسیمات کشوری مدیریتی جامع بر حوزه آبخیز مند حاکم شود که فردا دیر است و جبران شور شدن دیم زارهای حاصلخیز حاشیه مند ناممکن خواهد بود.

علاوه بر تاثیرات منفی مهار غیر اصولی آبهای این رودخانه در بالادست بر کشاورزی پائین دست رودخانه، این اقدام تبعات و عوارض زیست محیطی نامطلوبی نیز بر جای خواهد گذاشت و در آینده ای نه چندان دور  مرگ خاموش یک رودخانه دیگر را در کشور شاهد خواهیم بود.

اتفاقی که متاسفانه برای رودخانه زاینده رود افتاده و این سرنوشت در انتظار خیلی از رودخانه های این سرزمین می باشد، اما هرگز این خطر را جدی نگرفته ایم.

امید آنکه مردم ومسئولین به این واقعیت تلخ که سرنوشت آیندگان مارا تهدید می کند توجه بیشتری نمایند.

مرجع:بیست

به بهانه روز جهاني كارگر

حسين بردستاني*

هر ساله تمامي كارگران جهان، نخستين روز از ماه مه ميلادي را جشن گرفته و آن را گرامي مي دارند. با مروري بر فرهنگ لغات و تمركز بر معناي لغوي "جشن "، در مي يابيم كه اين واژه عزيز و گرامي  مترادف با سرخوشي، پايكوبي، سرور و خوشحالي، شادي، عيش، كامراني، مجلس نشاط و مهماني بوده و نهايتا حتي به معناي "عيد" نيز آورده شده است.

حسين بردستاني

با جستاري كوتاه در تاريخ و به دنبال يافتن علت يا علل نامگذاري چنين روزي به نام كار و كارگر، قطعا در انتظار يافتن روزي خوب، خوش و خوشحال كننده براي كارگران خواهيم بود. روزي كه در آن كارگراني با يك جشن ازدواج همگاني نخستين روز زندگي مشترك خود را شروع كرده باشند، روزي كه در آن كارگراني از يك حادثه قريب الوقوع و مرگي حتمي نجات يافته باشند، روزي كه كارگران را به اردويي نشاط آور برده و آنها را با انواع و اقسام اغذيه و اشربه به ميهماني فراخوانده باشند، روزي كه از كارگران با هداياي گرانقيمت و ارزشمند قدرداني كرده باشند. روزي كه كارهاي سخت و طاقت فرسا را تعطيل كرده و كارگران را به استراحتي يك روزه دعوت كرده باشند.

يقينا از "جشن" روز اول ماه مه، تنها تصوري كه مي توان كرد، يكي از عوامل شادي بخش و نشاط آور زندگي كاري كارگران خواهد بود اما هميشه پيشداوري ها نتيجه اي قطعي نداشته و امكان به خطا رفتن اذهان در اين باره بسيار زياد است.

با مطالعه كوتاهي در تاريخ و تمركز بر روي علت نامگذاري چنين روزي، به زودي در خواهيم يافت كه نخستين روز از ماه مه ميلادي، سالروز به مسلخ رفتن كارگراني است كه براي حقوق حقه خود در برابر گلوله هاي استثمارگران قرار گرفتند تا آزادي و آزادگي را براي كارگران و نسل هاي كاري آينده به ارمغان آورند. در چهارم ماه مه 1886 و پس از چهار روز اعتصاب كارگري در شهر شيكاگو، اين اعتصاب با يورش و حمله پليس مواجه شده و تعداد زيادي از كارگران به خاك و خون كشيده شدند.

تعداد قابل توجهي مجروح، چندين تن اعدام و عده اي نيز دستگير شدند. تنها خواسته كارگراني كه در اين اعتصاب صنفي حاضر شده بودند، تعديل شرايط كار و كاهش ساعات كار روزانه از ده ساعت به هشت ساعت بود كه توسط كارگران 1200 كارگاه، كارخانه و واحد صنفي صورت گرفته بود. پس از اين فاجعه انساني و انعكاس خبر آن در سراسر جهان، كارگران ديگر ممالك نيز با محكوم كردن اين كشتار و جنايت تاريخي، با تجمع در ميادين بزرگ شهرهايشان در اعتراض به چنين جنايت موحشي، سعي در گراميداشت ياد و خاطره كارگران فقيد نمودند. برگزاري چنين مراسم يادبودي از آن سال و سال هاي پس از آن به صورت نمادي از اعتراض جوامع كار و كارگري به استثمارگران درآمده و هر ساله پيام جانباختگان سال 1886 را در گوش و ذهن جهانيان  مطنطن مي كند. شايد عجيب باشد كه براي قتل عام، كشتار و سركوب صنفي انسان ها، مراسمي با مضمون "جشن" برگزار شود اما اهميت موضوع و پيروزي خون كارگران بر گلوله هاي استثمارگران، چندان موجب خوشايند و خوشحالي اين گروه انساني قرار گرفته كه چنين روزي را جشن گرفته و با برگزاري چنين مراسمي اين هشدار را به استثمارگران حال و آينده تاريخ مي دهند كه در راه آرمان ها و اهداف خود، حتي از دريغ جانشان نيز ابايي نداشته و چنين جانبازي اي را  " جشن و عيد " مي پندارند. اين روز جهاني بر تمامي كارگران زحمتكش جهان گرامي باد.


در ستايش این روز همين بس كه از برگ تقويم رسمي، به رسم صلب مسئوليت، روزي بنامش نام گرفته است كه در تاريخچه هيبت صدارتمان منّتي روا داريم بر قشري كه بركت سفره رنگينمان مديون ازدحام دستان پينه بسته اين غيور مردان و گاه زنان است. شغلي كه به واقع در نامش ستمي نابخشودني به واسطه اعطاي مسئوليتي ناخواسته نهفته است. در بينش اقتصادي، مشاغل سخت و عموما طاقت فرسا به دليل تحليل رفتن قواي جسماني در مدت كوتاه، از حقوق و مزاياي بيشتري نسبت به ديگر مشاغل برخوردارند، بطوريكه در مناسبات و منشور سازماني اين طبقه زحمتكش از جايگاه ويژه اي برخوردارند.

آنچه در سياست هر ساله كشورمان نقش تعيین حدود دستمزد كارگران را در صرف‌نظر کردن از تغییرات مزد و مساوی گرفتن آن با حداقل معاش، به عنوان "بخور و نمير" زندگي كارگري به دور از انعكاس شرايط اقتصادي حاكم بر جامعه تعیين مي شود، خود حكايت از چينش ناصحيح مزاياي شغلي و ادامه نواصواب فرهنگ تضاد طبقاتي و فاصله شغلي دارد، كه اصلاح آن نيازمند عزم راسخ قواي مقننه و مجريه كشور می باشد.

مدرس دانشگاه و کارشناس انرژی

اخبار نجیرم

رهبر انقلاب
سایت خبری نجیرم
گروه صنعتی بریکان
فرمانداری دیّر
سایت خاصه
اخبار استان بوشهر
هفته نامه استان بوشهر
بیستان
شهدای آبدان
سازمان های مردم نهاد استان بوشهر-شهرستان دیر